ولی کاش می دونستی اون دو کلمه حرف و این همه نتیجه گیری چقدر سنگین بود ...
لااقل تو باید می فهمیدی ..
پارازیت:توقع؟
بلند شو رو پاهای خودت . نق هم نزن ناازز هم نکن. تکوون بخور د یالااااا
اگه دلایل رو بهش بگی دیگه راهی واسه برگشت نیس!
ترسم ار گویم ولو نجوا کنم بین سندان و چکش ماوا کنم
رو سلامت پیشه کن آرام گیر لب فرو بند و زبان در کام گیر.
بهتره به قلب هامون دروغ نگیم .livealive

دوسنت اگزوپری-شازده کوچولو

حاشیه:نوشتم .. پرید
از آسمون کبود ٬ می بارید چیکه های بارون ٬ آروم آروم
شعله کوچک سیگاری روشن
زمزمه ملایم شعری قدیمی و پر خاطره
کوچه تنگ و خلوت ...
اون ور روزای تاریک پشت نیم شبای روشن برای باور بودن جایی شاید باشه شاید ...
Out of sight, Out of mind
Out of time, To decide
Do we run?, Should I hide?
For the rest, Of My life