از آسمون کبود ٬ می بارید چیکه های بارون ٬ آروم آروم
شعله کوچک سیگاری روشن
زمزمه ملایم شعری قدیمی و پر خاطره
کوچه تنگ و خلوت ...
اون ور روزای تاریک پشت نیم شبای روشن برای باور بودن جایی شاید باشه شاید ...
Out of sight, Out of mind
Out of time, To decide
Do we run?, Should I hide?
For the rest, Of My life