تبليغاتX
Anything But Ordinary -

" باروون, باراان, باروون "
این توپ گرد آبی قهوهای
یه دور چرخ زد دوره  یه توپ خیلی گنده تر و نورانیی
یک سال جدید !
اولین لحضه های این سال کاملا متفاوت بود
اولین صبح این سال رنگ عجیبی داشت !
یا شاید تموم روز هاش عجیب بود .!.
بعد از یک سال دوباره همون جای قبل اون بالا هر شب,
سال قبل این شب ها بغض و هیجان خاصی داشت
این سال  زیر باروون هر شب اما تنها با یه لرزش درونیی
رویه پله ی سوم,  یا گوشه ی دیوار
یه کوله بار خاطره خوب, بد, زشت, زیبا!!!
اون بالا زیر سیگاری شده بود 
.با هم مخلوط بودیم .

 


آواز من با فریاد آسمون در هم آمیخت tonder
 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/17ساعت 2:21 PM  توسط paranoia  |