رژ گونه می زنم ٬ ولی انگار ازوقتی دنیا وارونه شده رنگ رژ گونه ها رفته ٬ رنگ پریده با دست های یخ کرده به زنگ تلفن گوش می دم٬با من هم کار دارد ٬ از وقتی دنیا با یک تلفن که من جواب دادم وارونه شده می ترسم جوابش رو بدهم ٬ به خیر گذشت دارد دلداریم می دهد ٬ می شنوم و نمی شنوم.گوشواره هام توی مشت جلوی آینه دارم بلند بلند با خودم و او حرف می زنم می خواد بره می گم نره ولی خودم می رم ٬ شکلاتی بر می دارم چرخی می زنم ٬ به دنبال چیزی که نمی دانم چیست ٬ سلام می کنم ٬ می بوستم ٬ میگه خیلی خوب نشد؟!!می خندد ٬ صدای خنده اش زنگ می زند توی گوشم ٬ ادا در میاورم مسخره بازی می کنم ٬ هایپر شدم٬ از وقتی دنیا وارونه شده.با یک حرکت silent می شوم ٬ شاید غریبیم می کند ٬ لبخند می زنم و تا دقیقه ای بعد دارم فکر می کنم خوب بود؟خوب بودم؟خوب بودی؟ربع ساعتی دیر کرده ام ٬ از وقتی دنیا وارونه شده ربع ساعت می تواند قرن ها باشد و می تونه سیم ثانیه کمتر طول بکشه.پرسیدی خوبم؟نگاه کردم به چشم هایی که لحظه ای قبل اشکی بود خندیدم که خوبم .خنده ای که دیرزمانی منو یاد خودم می انداخت .گفتی آپ کنم.نگفتی دستور دادی.دال سین ت واو ر ... می دونستی دستور رو با صاد نمی نویسن؟می دونستم می دونی!راستی دیروز کی بود؟روز وارونه شدن دنیا؟..
+
نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06ساعت 2:59 PM توسط GolPar
|